با ز هم گلي به جما ل وزارت نيرو كه به فكر خبر نگاران بينواي پارلماني است.و با مهيا كردن سفر به خوزستان خستگي يك سا ل كار در مجلس را از تن انها بيرون كرد.البته تكراري كه از تا خير هواپيما به دليل نقص فني بنويسم ولي هرچي بود نسب به سفر به همدان كه ا تو بوس حامل خبر نگاران ان تصادف به ياد ما ندني را كرد به خير گذشت. و با وجودي كه خلبان هواپيما خانم بود توانست هواپيما را به سلامت در فروگاه كوچك اهواز به زمين بنشاند. در روز اول بازديد از سد دز وكارون هر چند خسته كننده بود ولي جذاب بو د .به گفته راهنمايي كه تو ضيح مي داد اين سدها انقدر مقاوم هستند كه در زمان جنگ مورد اصابت موشك ها وراكت هاي عراق قرار گرفتند ولي ذره اي در سا ختمان سد خللي وارد نيامد حتي وحتي تا زلزله 10 ريشتري هم مي توانند مقاومت كنند. بعداز ان هم از ابشار هاي تا ريخي شو شتر ديدن كرديم واقعا زيبا وبي نظير در ايران بود . در روز دوم سفر راهي خر مشهر شديم در طول مسير كه اب هاي روان به مانند دريا چه اي كوچك درسمت را ست جاده بود كه حد فاصل مرز ايران وعراق را نشان ميداد كه با توافق دو طرف براي جلو گيري از ورود غير قا نوني اتباع دو طرف مرز ابي درست كرده بودند. .......ديدن شلمچه خيلي تا ثير گذار بود تا بحال هر چه درمورد شلمچه شنيده بودم باور نمي كردم .جايي كه قتلگاه رمزمندگان 8 سال دفا ع مقدس بود . راهنما ي اردو كه سرهنگ سپاه بود ومشخص بود كه دست پايش مصنو عي دارد وقتي درمورد شلمچه توضيح ميداد اشك همه مان را دراورد بغض گلويم را گرفته بود نمي توانستم جلوي خودمو بگيرم . وقتي از زير چشم نگاه كردم ديدم اكثرا بچه ها دارند گريه مي كنند . مخصو صا خانمها كه سعي داشتند جوري گريه كنند كه كسي متو جه نشه . .بايد بري وببيني تا درك كني .ولي حيف كه الان عده اي تازه به دوران رسيده جنگ و بسيج به اسم خودشون مصادره كردند. .ديدن رود اروند كه دران شهر فاو عراق معلوم بود وخريد از بازار شهر ابادان برنامه اخر سفر بود.... در اينجا بايد سپاسگذار بود از اقاي مالكي معاون مدر كل پارلماني وزارت نيرو كه براي رفاه خبر نگاران نهايت تلاش خود را انجام داد. .
+
نوشته شده در یکشنبه هشتم بهمن 1385ساعت 10:57 توسط ایمان ابراهیم بای سلامی
|