و «محاكمه» به جاي«مفاهمه» نشسته است . اينك با كوله باري ازتجربه های تلخ «دموكراسي خواهي» براي «نيازهاي جديد» به اجراي« قانون قديم» اميدواريم . در خراب آباد شهري بي تپش از ادبيات نيز بازماندهايم و در گــرماي تابستان، زمستان اخـوان را ميـخوانيم و به ســرهاي در گــريبان نـظاره ميكنيم براي سلام هم پاسخي نمانده است. گاهي كور سوئي از جنبشهاي دانشجويي و اجتماعي به جاي مانده از مطالبات كهن در قالبهاي صنفي و مردمي جلوهگر ميشود . از آنجا كه « مقاومت شكننده» در سدههاي اخير سرنوشت تاريخي ملت ايران بوده است باز به همان نقطه اول بر ميگرديم. ظريفي كه از سال چهل تجربه هاي متفاوت از زندان داشت به اين باور رسيده بودكه در كشورهايي كه «استبداد شرقي» را تجربه كردهاند تلاش مبارزان اين است كه مردم خسته جان و نحيف را به جامي از آب گوارا رسانند به يكبار با سيلابي از لجن مواجه ميشوند كه ساقي و جام را با هم ميبرد. گاهي ميخواهي گلي را به مردم هديه كني ميبيني در خرمني از خار افتادهاي. از پس هر حادثهاي پيامدهايي باقي ميماند تا بهانهاي باشد براي واكاوي خاطرات و مبارزات. دستگيري و آزاد سازي عدهاي از زنان و مردان در ميدان هفتتير و زنداني شدن مهندس سيد علي اكبر موسوي خوئيني از همين مقوله است.
نگارنده اين سطور از زماني كه با اين جوان آزاده و مبارز آشنا شد دريافت كه نماينده مردم تهران شخصيتي مستقل و آزاد دارد . در كوران حوادث و هجمههاي بي امان به اصلاحات و اصلاح طلبان، مقاومت و پايداري وي بر همگان هويدا شد. در ميان آناني كه با زد و بند خواهان مشاركت بودند مردان و زناني «حقيقت جو» چون آرمين، موسوي خوئيني و فاطمه راكعي نيز پيدا ميشدند كه در صحنههاي مختلف جوهرة اصلي آزادي خواهي و عدالت طلبي را از خود نشان ميدادند آنها بيترديد «وكيل المله» بـودند، نه «وكيل الدوله» چون بسياري از اكثريت ونه «وكيل الحكومه» همانند بسياري از اقليت آن دوره مجلس.
علي اكبر موسوي عليرغم اينكه در تمام جريانات مهم همپاي اصلاح طلبان بوده و در پرداخت هزينههاي سنگين هيچ مضايقهاي نكرد، هرگز در ميان همكيشان و خصوصاً فراكسيون حزب پيروز جدي گرفته نشد.
اما او شخصاً از پايمردي و از جديت نايستاد و براي آرماني كه تعهد كرده بود لحظهاي درنگ روا نميداشت و سراز پا نميشناخت.
پيگيري امور زندانيان سياسي و دانشجويی، تعقيب بازداشتگاههاي مخوف و ناشناخته و مطالبه حقوق زندانيان از دلمشغولي هاي اصلي و بيادماندني او در دوران نمايندگي مجلس بود. در امر نظارت و نقد دولت با جديت تمام حاضر ميشد و چه بسا گاهي موجبات دلخوري برخي از دولتمداران و حزب حامي آنها را نيز فراهم آورد.
همكاري او در دفاع از حقوق و مطالبات مردم در مجلس ششم بر مبناي حق طلبي و عدالتخواهي بود.
و هم اكنون پرچمداري او در حفظ شيوههاي آزادي خواهي و دموكراسي طلبي با همان خلوص دانشجويي در بنيان گذاري نهاد ادوار تحكيم وحدت متجلي است. با روحياتي كه از او سراغ داريم امروز او آزادتر از هر زمان ديگر زندان را تجربه ميكند و بازداشتگاهها را تعقيب مي نمايد، بي شبهه مثل گذشته با حبس ها مأنوس است و زندان از او ميترسد و به زودي رهايش خواهد كرد.