تبليغاتX
واگويه - خدا را شکر که وحید زنده است!
خدا را شکر تیغ ان نا مرد پست فطرت گلوی  وحیدپور استاد را نبرید وخدا او را دوباره به ما برگرداند. وحید دیشب وقتی از محل کارش از روزنامه اعتماد ملی  خارج شد در حوالی کلیسای ارامنه مورد سو قصد وتهدید قرار گرفت. گزارش حادثه به نقل از وحید که اکبر منتجبی در وبلاگش ان را منتشر کرده. چاقو که زیر گلویم قرار گرقت دیگر حال خودم را نفهمیدم . بی صفتی که وحشیانه از پشت سر حمله شد و تا به خودم بییایم  تیزی یک چاقو  زیر گلویم زمان را برایم مسکوت کرد. دیشب ساعت 22 کار روزنامه تمام شد ومن مثل همیشه مسیر کوتاه روزنامه- پل کریمخان- تا خانه -ویلا- را پیاده امدم هنوز عرض خیابان سپهبد قرنی را طی نکرده بودم دیدم ماشین هادی حیدری مدیر هنری روزنامه جلوم ترمز زد. گفت: بشین وحید. گفتم: چند قدم مونده ممنون می خوام قدم بزنم و هادی رفت. عرض خیابان را عبور کردم تو پیاده رو و کنار دیوار به سمت ویلا قدم زدم احساس کردم کسی پشت سرم حرکت میکند ...
 400 متر مانده به سر ویلا و کنار دیوار کلیسا به ضربه ای شدید به پشتم یک آن زیر گلویم چاقویی را احساس کردم که گفت حرف بزنی کشتمت.... و 

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه بیستم فروردین 1385ساعت 15:50 توسط ایمان ابراهیم بای سلامی |