تبليغاتX
واگويه - برای جواد منتظری وپدرش
پدر جواد حالش  بد است.تصادف با اتومبیلی که راننده اش از صحنه تصادف گریخته علت  مسئله است.و به همین دلیل حا لا حا لا ها از دیدار اقا جواد در دانشکده محرومییم .هر وقت تلفنی با هاش صحبت می کنم از بس خسته است نای حرف زدن ندارد.  پریشان حال است .تمام مسولیتها ی پدرش در بیمار ستان بر عهده اوست. واو باید جور تمام خانواده اش را بکشد . عصر دیروز به همراه احسان ضلی پور ونوروز حمزی به عیادت پدر ش رفتم تاز ه به بخش  منتقلش کرده بودند . وقتی بر بالین پدرش حاضر شدم چشمهایش را به سختی باز کرد .ودر همان حالت منو شناخت .اولین بار که اسمم در مطبوعات چاپ شد مصا حبه با او بود که در حمله امریکا به عراق وقتی به عنوان خبر نگار شبکه ال بی سی لبنان در عراق دستگیر شده بود.به هر حال با همان حالش چند سوال از من در باره او ضاع سیا سی کشور کرد .تعجب کردم چطور با ان حالش باز هم دست بردار او ضاع سیاسی نیست.  بعد از پایان وقت ملاقا ت با جواددر محوطه بیمارستان قدم می زدم .خیلی خسته بود بود انگار تمام خستگی های عالم در وجود او جمع شده بودندبه نحوی که حتی سرپا هم خوابش می امد واقعا فکرش را نمی کردم که بعد از روز تصادف این همه کار را جواد کرده باشد .مثل اینکه خیلی دستکم گرفته بودمش .                                                                             

+ نوشته شده در سه شنبه یکم آذر 1384ساعت 14:55 توسط ایمان ابراهیم بای سلامی |