تبليغاتX
واگويه
یک سال پیش مثل امشب حال خوبی نداشتم.آماده شده بودم واسه عمل جراحی مغز .سرم را با تیغ تراشیده بودند وبرادران وپرستاران شیف سعی می کردند به انحای مختلف به من روحیه بدهند.چون امید به موفقیت عمل پایین بود وچند نفر از اساتید سرشناس جراحی مغز واعصاب هشدار های لازم را در مورد خطرات احتمالی عمل داده بودند وهیچ تضمینی برای موفقیت وجود نداشت. دوست داشتم تنها باشم وبه همین خاطر به داداشم توصیه کردم برای استراحت برود .تصور اینکه بعد از عمل چه حالی دارم آزار دهنده بود. در آن شب سخت بيش از هر زمان ديگري به واژه " " ايمان آوردم و با همه وجود باوركردم كه دل بستن به تمامي تعلقات دنيوي سرابي بيش نيست وخودم را برای هر اتفاقی آماده کرده بودم. زمانی که برای بردن من ویلچر آوردن نتونستم تحمل کنم وجلوی همه زدم زیر گریه.همه همراهان من سعی داشتند شرایط روحی من را در آن لحظه عوض کنند درحالی که ترس ودلهره از نتیجه عمل در چهره شان هویدا بود.اتاق عمل بیمارستان میلاد به گونه ای طراحی شده که بیشتر از30 عمل در یک ساعت در آن انجام می شود.زمانی که روی تخت خوابیدم تصور خوبی داشتم.با وجود اینکه می دونستم عمل ممکنه تبعات داشته باشد ولی ایمان داشتم که کسی هست که مراقبه منه بعد از عمل وقتی دست وپای خودم را جمع کردم همه خوشحال بودند.تا 10 ساعت بعد از عمل تو آی سیو خواب بودم.ونزدیک صبح وقتی بیدار شدم احساس خوبی داشتم ،حالم خوب بود وبه راحتی با پرستاری که کنار تخت من بود می تونستم صحبت کنم وهمه پرسنل بخش آی سیو خوشحال بودند از سر حال بودن من . وصبح همان روز به بخش منتقل شدم ودوستان خوبم با حضور در بیمارستان من را شرمنده خودشان کردند.وسه روز بعد از عمل از بیمارستان مرخص شدم ودر اولین روز بعد از ترخیص از بیمارستان اولین کاری که انجام دادم نشستن پشت کامپیوتر برای نوشتن گزارشی از چهرهای مجلس هفتم شدم بودن اینکه کوچکترین مشکلی احساس کنم. امشب که یک سال از آن ماجرا می گذرد عنایت الهی را نسبت به خود با تمام وجود احساس می کنم وخوشحالم از اینکه مشکلات که این تو مور واسه من به وجود آورده بود احساس نمی کنم. در اینجا باید نهایت تشکر وامتنان خودم را از دکتر مسعود شیروانی ابراز کنم که وسیله ای بود برای زندگی دوباره شدوهمچنین از دکتر امید وار رضایی نماینده مردم مسجد سلیمان ممنونم که بیش از 7 سال هر آنچه توان داشت برای رفع مشکل گذاشت وهمچنین از همه دوستان خوبی که با دعای خیرشان نهایت لطفشان را به من ابراز داشتند تشکر کنم.
+ نوشته شده در جمعه هجدهم اردیبهشت 1388ساعت 10:43 توسط ایمان ابراهیم بای سلامی |

امروز  برای تسویه حساب به خبرگزاری شهر رفتم.بعد از سه سال کار در این خبرگزاری  دوهفته پیش به بهانه چاپ گزارشی از نشست قالیباف با نمایندگان مجلس در روزنامه اعتماد ملی از  به دستور مدیرعامل خبرگزاری شهر اخراج شدم.گزارشی که مورد تمجید نزدیکان قالیباف قرار گرفت ولی چون مدیرعامل محترم از روزنامه خوششان نمی آید دستور اخراج فرمودند.درمدت سه سالی که در این خبرگزاری بودم مسعود احمدوند،مهدی توکلیان وعلی طلوعی مدیریت  این موسسه خبری را برعهده داشتند که به نظر من فقط در زمان احمدوند بود که تا حدودی این خبرگزاری تلاش داشت تا در مسیر حرفه ای حرکت کند.روند حاکم  به خصوص در زمان طلوعی به گونه ای بود که اگر مهمترین خبر دنیا را را خبرنگار شهر مخابره میکرد برایش هیچ ارزشی نداشت. با وجود اینکه سه سال در این موسسه مشغول به کار بودم  زمانی که اخراج شدم به خاطر  ترک این محیط ناراحت نشدم.وفقط خدا را شکر کردم که شرایط به گونه ای شده که این محیط را ترک کنم.شهر خبر گزاری بود که حتی بسیاری از مدیران ارشد شهرداری تهران با وجود هزینه های میلیونی که در ماه صرف آن می شود  آن را نمی شناسند. در مدتی که در مجلس  به عنوان خبرنگار  این موسسه خبری مشغول فعالیت بودم ذره ای کم نگذاشتم وخوشحالم که اغلب نمایندگان مجلس هفتم  وهشتم وبه خصوص حداد وعادل  در زمانی که ریاست مجلس  را به عهده داشت  آشنا کنم .حداد در کنفرانس های خبری هر دو هفته یک بار آخرین  تحولات شهری را برای پاسخ به من مطالعه می کرد و حتی بارها  از قالیباف تجلیل کرد ولی حیف که بازخوردی  در  خبرگزاری نداشت وبه اسم دیگران تمام می شد. وجالب  این بود که حتی  معاون امور مجلس وزارت کشور چند بار  به  شوخی من  گفت( تو چقدر از قالیباف می گیری که سنگ او را به سینه می زنی تا این حد)

در زمان درگیری با رحیمی  وتهدید به اخراج من از سوی محمد زاده  معاون دفتر احمدی نژاد که رفیق شفیق مدیرعامل خبرگزاری شهر است .طلوعی برای خوشایند دوستانش  اطلاعیه داد وتمام  ماجرا را را با وجود بازتابی که در رسانه های  مختلف داشت تکذیب کرد بدون آنکه از من حتی یکی بار دراین خصوص سوال کند  که این موضوع واقعا برای من آزاردهنده بود.

فقط می توانم  در اینجا بنویسم که از اخراج خبرگزاری شهر خوشحالم.در اینجا لازم می دانم از دوست عزیزم  محمد رضا عزیزی  سردبیر خبرگزاری شهر  که  در حد توان از من دفاع کرد  وهمچنین از سرکار خانم رویا ملکی به خاطر تلاش ها ونامه نگاری های زیادی که برای اخراج من انجام داد تشکر کنم.امیدوار اخراج من حداقل این حسن را داشته باشد که اردات از دست رفته مدیرعامل محترم خبرگزاری به دوستانشان در نهاد ریاست جمهوری ثابت شده باشد.

+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم اردیبهشت 1388ساعت 10:45 توسط ایمان ابراهیم بای سلامی |