تبليغاتX
واگويه

مخبر كميسيون فرهنگي مجلس:

  نبا ید گذاشت پسران ودختران در ادارات با هم به عشوه گری بپردازند

عضو كميسيون فرهنگي مجلس گفت: وضعيت حجاب در ادارات دولتي نگران‌كننده است.

سيدمحمد حسيني دولت‌آبادي در گفتگو با خبرگزاري شهر افزود: متاسفانه مسوولان اداري توانايي ندارند تا حجاب به صورت مطلوب در ادارات تحت مديريت آنها حفظ شود.

وي افزود:‌ هنوز براي خود مسوولان ما جاي نيفتاده كه كشور ما كشور امام زمان(عج) است و بايد احكام اسلام به نحوه مطلوب در آنجا اجرا شود.

عضو فراكسيون اصولگرايان تأكيد كرد: وقتي ده‌ها پسر و دختر متدين بيكار هستند چه لزومي دارد كه افراد بدحجاب كه با احساسات مردم بازي مي‌كنند در ادارات حفظ شوند.

وي با اشاره به اينكه از خانم‌ها بايد در كار مخصوص به خودشان استفاده كرد تصريح كرد: در اداره‌اي كه 95 درصد مراجعه‌كنندگان آن مرد هستند چه لزومي دارد يك زن آن هم با حالت مشمئزكننده و در حالي كه مقنعه وسط سرش هست در آنجا باشد.

حسيني ادامه داد: كساني كه در مكان‌هاي عمومي حجابشان را حفظ نمي‌كنند واقعاً چه چيزي را مي‌خواهند ثابت كنند؟ آنها فقط به جنگ خدا و پيغمبر مي‌روند.

وي افزود: اگر در اداره‌اي بي‌حجابي گسترش يافته باشد اول از همه مسوول اداره بايد مورد بازخواست قرار گيرد چون ضعف او باعث رواج اين كار در اداره‌اش شده.

وي حجاب و عفاف را از ضروريات اسلام خواند و تصريح كرد: روساي ادارات اگر واقعاً مسلمان هستند نبايد بگذارند كه پسران و دختران در اداره به عشوه‌گري با هم بپردازند.

مخبر كميسيون فرهنگي مجلس، حجاب مطلوب را الزاماً چادر ندانست و گفت: پوشش زن ايراني بايد ايراني و اسلامي باشد چون ايرانيت و اسلاميت ما با هم عجين شده است.

نماينده برخوار و ميمه تأكيد كرد: زنان نبايد لباس جلف و متمايز از ديگران بپوشند و باعث شهرت شوند. چون اسلام پوشيدن لباس شهرت را حرام كرده است.
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم دی 1385ساعت 13:25 توسط ایمان ابراهیم بای سلامی |

از طريق وبلاگ دو ست عزيزم محمد طا هري مصلع شدم كه علي فرحبخش بازداشت شده . تا چند بار خبر را نخواندم باورم نشد كه علي با ان همه اعتدال وميا نه روي كه از خود در رو زنامه به خرج مي داد سر از اوين در اورده باشد. او حتي در ياداشتهايش در رو زنا مه اي مثل ياس نو لحني گزنده نداشت وهموار به صورت علمي ومنطقي سياست ها اقتصادي دولت خاتمي را تحليل مي كرد. وقتي در روزنامه ياس نو اولين تجر به هاي مطبو عاتي را مي گذراندم وقتي كه با بي مهري مسولان روزنامه مواجهه شدم اين علي فر حبخش وحسين با ستاني بودند كه من را با بزر گواري تمام در كنارشان پذرفتند كه همرا ره خود را به نو عي مديون انها مي دانم. . به هر حال از اينكه او در بند است ناراحتم اميدوارم به زودي به اغوش خانواده ودوستانش بر گردد.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم دی 1385ساعت 13:45 توسط ایمان ابراهیم بای سلامی |

سر كار خانم اكوان لطف كردندو بنده را به يلدا بازي اينتر نتي دعودت كردند. البته در مورد من مطلب نا گفته اي وجود ندارد كه دوستان نزديكم ندانندو لي جهت اطلا ع عموم در اينجا مي نويسم . 1. تمام اهل خانوادهام مدعي هستند كه ادم پر خور وبي نظمي در خانه هستم. همين الان هم كه با برادرم در نواب زندگي مي كنم شبي نيست كه سر اين چيز ها با هم دعوا نكنيم. 2. خوابيدن سر كلاس ان هم وقتي كه استاد اوج درس دادنش هست عادت هميشگي من بود. يك بار سر كلاس كليات علم حقوق خوابم برد وقتي بيدار شدم ديدم همه دارند از كلاس خارج مي شوند واستاد هم چون اسم منو خونده وكسي جواب نداده برام غيبت گذاشته. وقتي به استاد كه يك قا ضي بازنشسته بود گفتم استاد ما حا ضريم گفت تو تاوان سختي تو امتحان مي دي .اخرش هم به من داد 8 3. تر مهاي اول دانشگاه از بس ادم مذهبي وبچه مثبت بودم روم نمي شد تو صورت خواهران همكلاسي نگاه كنم . .4.هيچ گاه اخرين نگاه برادر مرحومم را كه وقتي عازم تهران بودم بدر قه ام كرد را فراموش نمي كنم.
+ نوشته شده در دوشنبه چهارم دی 1385ساعت 11:53 توسط ایمان ابراهیم بای سلامی |

از روزي كه سعيد مر تضوي دادستان عمو مي وانقلا ب تهرا ن به عنوان استاد درس قا نون مطبو عات در دانشكده خبر تد ريس مي كند .خيلي دو ست داشتم كه جدا از تصوراتي كه از قبل در مورد او داشتم پاي درس او حا ضر شوم . چها رشنبه اين هفته فر صتي دست داد تا به عنوان مستمع ازاد از محضر ايشان بهره مند شو م. دم در دانشكده دوتن از محا فظان او سوار بر يك زانتياي مشكي رنگ منتظر او بودند. وقتي وارد كلاس شدم مر تضوي اوج درس دادنش بود .من سرم را پائين انداختم وبه اتفا ق يكي از دو ستانم كه او هم مشتا ق حضور در چنين كلاسي بود ته كلاس نشستم.مر تضوي با لهجه غليظ يزدي مستندات تو قيف روزنا مه ها را تو ضيح مي داد به نحوي كه به ندرت مي تو انستي چند جمله كتابي را از ميان حر فايش پيدا كني .وقتي نو بت به قانو ن اقدامات تاميني رسيد تن صدايش را بيشتر كردوگفت اين قانون براي پيشگيري از وقو ع جرم است ومي توان به استناد به ان رو زنا مه ها را تو قيف كرد . او اين جمله را در حا لي مي گفت كه هيچ اشاره اي به ضرو رت ان زمان يعني جلو گيري از وقو ع جرم تو سط چا قو كش ها و قدار كش ها نكرد. خيلي دو ست داشتم از او در اين مورد سوال كنم ولي چون به عنوان مستمع ازادشر كت كرده بودم منصرف شدم. دوستم كه كنار دستم نشسته بود گفت تو كه سوال زياد داري چرا نمي پرسي؟ جواب دادم ، مي ترسم  كه يك دفعه محا فظش كه در رديف جلوي من نشسته بود صورتش را به من كرد و گفت .حاج اقا كه ترس نداره چرا مي ترسي؟. حرفي نداشتم بهش بگم فقط گفتم ما به حاج اقا ارادت داريم. دقايق پا ياني كلاس مرتضوي از چند نفر در مورد درسي كه داه بود سوال كرد .مي خواست بفهمد درسش را متو جه شده اند يا با يد تو ضيح بيشتر بدهد. در اخر هم از كساني كه با تا خير وارد كلاس شدند خواست خودشان را به او معر في كنند تا در دفترش ثبت كند. محا فظش كه فكر مي كرد من هم دانشجوي اصلي كلاس هستم رو به من كرد و گفت اسمتو به حا ج اقا بگو بنويسه.. كلاس مر تضوي خيلي جذاب و پر مغز بود انصا فا چيز هاي زيادي ياد گر فتم.و در حسرت پا يان كلاس بودم. در پايان كلاس هم وقتي خواستم از او در مورد تخلفات انتخا باتي سوال كنم .مرتضوي رو به من كرد وگفت قيا فه شما خيلي اشناست . با حاضر جوابي گفتم .اخوي افتخار محا كمه شدن تو سط شما را داشتند.
+ نوشته شده در جمعه یکم دی 1385ساعت 13:58 توسط ایمان ابراهیم بای سلامی |