تبليغاتX
واگويه
به روال همیشه امروز هم را هی مجلس شدم که در جلوی مجلس حضور تعدادی از خواهرا ن بسیجی وایثار گر همیشه در صحنه که با در داشتن عکس شهدا خود را منتسب به انها معرفی می کردند توجهم را جلب کرد. چون در نظر داشتم از قبل گزارشی در مورد طرح مد ولباس که در کمیسیون فرهنگی مجلس در حال رسیدگی است بنویسم به میان انها رفتم ودر مورد اهداف انها از این تجمع  با انها مصاحبه کنم . با را هنمایی خواهری که برچسب انتظامات به چادرش وصل بود توانستم با مسول انها مصا حبه کوتا هی داشته باشم .او که خودرا مدرس  حوزه معرفی می کرد در باره اهدافشان توضیح داد..اما انجای کار جالب بود که عماد افروغ واعضای کمیسیون فرهنگی به میان حضار امدند.افروغ در حالی که خیلی هیجان زده به نظر می رسید گفت.  کلام شما کلام به حقی است من دست ودهن شما خواهران را می بوسم .این جمله او با عث خنده تمام حضار ونما یندگان حاضر در انجا شد به نحوی که سا عت ها جوک خبرنگاران در راهروهای مجلس شده بود.

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم فروردین 1385ساعت 14:24 توسط ایمان ابراهیم بای سلامی |

کنفرانس  بین المللی حما یت از قدس  با حضور مسولان ارشد نظام برگزار شد. مقام رهبری واحمدی نژاد سخنان مبسوطی در حمایت از ملت فلسطین ارائه کردند که مثل همیشه با عث برانگیخته شدن احساسات زد صهیونیستی حا ضرا که عمدتا از کشورهای  عربی وافریقایی بود شد. اما انچه برایم جالب بود استقبال بیش از حد میهمان حا ضر در جلسه از سخنان احمدی نژاد بود که حتی بعد از پایان جلسه اکثر شخصیتهای حا ضر در جلسه برای  دیدار با او از یکدیگر سبقت می گرفتند .احمدی نژاد بعد از موضع گیری های تندش در باره محو اسرائیل به عنوان یک قهرمان در جهان اسلام محسوب می شود.نکته جاب دیگر این بود که با وجود اینکه مجلس میزبان این مراسم بود ولی نمایندگان مجلس  استقبال  بسیار ضعیفی از این مراسم کرده بودندوبه جز چند نفر از روسای کمسیون ها واعضای  هیات ریسه  نما ینده دیگری در سالن حضور نداشت.واما زشترین حاشیه مراسم بعد از پا یان مراسم بود انجا که میهمانان داخلی وخارجی در یک صف قرار گرفته بودند تا  وسایلشان را پس بگیرند .که در بین انه ریس مجلس ونزئلا را توانستم بشناسم.   بی نوبتی ایرانی هاوتنه زدن انها به میهمانان خارجی وهمچنین کندی کار بچه های سپاه حفا ظت انصار المهدی با عث عصبانیت شدید خا رجی ها شده بود وانها را ساعتی در صف گذاشت.که واقعا با عث شرم هر ایرانی میشد .این هم نوعی از برنامه ریزی ایرانیان است ونمی شود کاری برایش کرد
+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم فروردین 1385ساعت 0:34 توسط ایمان ابراهیم بای سلامی |

خدا را شکر تیغ ان نا مرد پست فطرت گلوی  وحیدپور استاد را نبرید وخدا او را دوباره به ما برگرداند. وحید دیشب وقتی از محل کارش از روزنامه اعتماد ملی  خارج شد در حوالی کلیسای ارامنه مورد سو قصد وتهدید قرار گرفت. گزارش حادثه به نقل از وحید که اکبر منتجبی در وبلاگش ان را منتشر کرده. چاقو که زیر گلویم قرار گرقت دیگر حال خودم را نفهمیدم . بی صفتی که وحشیانه از پشت سر حمله شد و تا به خودم بییایم  تیزی یک چاقو  زیر گلویم زمان را برایم مسکوت کرد. دیشب ساعت 22 کار روزنامه تمام شد ومن مثل همیشه مسیر کوتاه روزنامه- پل کریمخان- تا خانه -ویلا- را پیاده امدم هنوز عرض خیابان سپهبد قرنی را طی نکرده بودم دیدم ماشین هادی حیدری مدیر هنری روزنامه جلوم ترمز زد. گفت: بشین وحید. گفتم: چند قدم مونده ممنون می خوام قدم بزنم و هادی رفت. عرض خیابان را عبور کردم تو پیاده رو و کنار دیوار به سمت ویلا قدم زدم احساس کردم کسی پشت سرم حرکت میکند ...
 400 متر مانده به سر ویلا و کنار دیوار کلیسا به ضربه ای شدید به پشتم یک آن زیر گلویم چاقویی را احساس کردم که گفت حرف بزنی کشتمت.... و 

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه بیستم فروردین 1385ساعت 15:50 توسط ایمان ابراهیم بای سلامی |