۱.مادرم ان طور كه پدر وخواهرنم مي گويند تمام فكر وذكرش شده فقط براي من دعا كردن. البته خود من هم به چنين احساسي رسيده بودم .به همه چيزم حساس شده ُ حتي وقتي با تماس مي گيرم اگر صدايم متفاوت از گذشته باشد التماس مي كند تا به به او بگويم چم شده،سفارش مي كند لب به هر چيزي نزنم وتا مي توانم مواظب خودم باشم .البته او درمورد پرسيدن احوال من تنها به تماس با خود من بسنده نمي كند بلكه در طولروز بارها درطول روز با رها احوال من را از ساير برادانم مي پرسد وبه انها سفارش لازم را مي كند كه كاري نكنيد كه ناراحتش كنيد.البته پدر وخواهر انم كه در شهرستان هستند اينچنينند ولحظه به لحظه انتظار ديدنم رامي كشند .برادرانم در تهران هم از وقتي پي به وضعيت بد جسماني من برده اند رفتارشان با من به كلي تعقير كرده وحتي نسبت به بسياري از كا رها يم كه در گذشته حرسشان را در مي اوردواكنش نشان نمي دهند .دوستانم چه در دانشكده خبر وچه دررسانه هايي كه با انها كار مي كنم به گونه اي متفاوت از گذشته با من برخورد مي كنند .حتي كساني كه در گذشته چشم ديدن من را حتي سر كلاس نداشتند براي سلامتيم دعا مي كنند. هر چند مي دانم انها هنوز هم از من دل خوشي ندارند وبه زور من را در كنار خودشان تحمل مي كنند. . البته من از اينكه در اين حالت قرار گرفته ام زياد خوشم نمي ايد ودوست دارم همه به صورت عادي با من برخوردكنند از كارهاي خوبم خوشحال شوند واز كارهاي بدم دلگير. ولي چه كنم كه خواست خدا چيزديگري است. اميدوارم خدا چنين ظرفيتي در من قرار دهد كه توان پاسخ گويي به الطا ف همه را داشته باشم. 2 .سه سال است كه ايام نوروزدر خا نواده ما با كوچ مرتضي به ابديت هيچ رونقي ندارد.نبودن او كا ملا محسوس است وهمه اعضاي خانواده از نبودن او دلگير اند .به خصوص مادرم كه باكمك ساير برادران وخواهرانم نهايت سعي خود را براي دل داريش انجام مي دهيم . به هر حال من عازم شهرستانم برايم دعا كنيد.اگر هم نیامدم حلالم کنید
برادر بزرگم كه با رها از دست نيش وكنا يه هاي قا ضي زاده در سر كلاس به او شكايت كرده بودم مر ا سخت شماتت كرد كه تو چگونه خود را در جا يگاهي مي بيني كه استادت را در حد تدريس كردن در دانشكده ات نمي داني هر چند او به تو بد كرده باشد ؟ در حالي كه به زور مي توانستم جوابش را بدهم بغضم را فرو بردم وبه گفتم به خدا من با قا ضي زاده هيچ مشكلي نداشتم ولي نمي دانم چه شده بود كه او از من چنان كينه وعداوتي در دل داشت كه مدام سر كلاس دنبال كو چكترين حركتي از من مي گشت تا با تمسخر من اسباب خنده سايرين را فراهم اورد .وحتي در سر كلاس ديگري كه من حا ظر هم نبودم منو با بردن اسم مسخره كرده بود .درست است كه ايشان در كارش استاد ما هري بود ولي احترام متقا بل را نه تنها براي من بلكه براي هيچ دانشجوي ديگري نداشت. وحتي بعد از مرگ برادرمان مر تضي وقتي نتوانسته بودم كارهاي عملي مر بوط به درس خبر نويسي را به مو قع به بدهم وقتي به دفتر كارش در روزنامه توسعه رفتم مرگ برادرم را يك مسئله شخصي دانست ومرا از دفتر كارش بيرون كرد . من قا ضي زاده را زماني كه در روزنامه هاي جامعه وتوس كار ي كرد مي شناختم وحتي ارزويم اين بود كه در كلاسهاي روزنامه نگاري كه در تابستانها در دانشگاه امير كبير تشكيل مي داد شر كت كنم ولي مثل اينكه تصورم از ايشان وكلا سهايش توهمي بيش نبود.من خيلي سعي كردم كه خودرا با اخلاق ايشان هما هنگ كنم وحتي در اين زمينه دست به دامان دوست عزيزم محمد طاهری كه در ان زمان سردبير روزنامه پول بود ودر انجا به نوعي ريس قا ضي زاده محسوب مي شد شدم كه از طرف من به ايشان بگو من توقع نمره قبولي ندارم فقط سر كلاس دست از سر من بردارد .اما بازهم از بدشانسي من سفارش محمد شرايطم را بدتر از گذشته سر كلاس ايشان كرد. . از طريق وبلاگ خانم حاجی رحیمی مطلع شدم كه جناب اقاي دكتر جعفري سر كلاس سياست گذاري خبري از دانشجويان به خا طر اعتراضات بيش از حدشان كه منجر به حذف قاضي زاده شده بود به شدت گله كردند.من مي خواستم به ايشان بگويم بله اقاي دكتر اين ما بوديم كه به قاضي زاده اعتراض كرديم چون صبر وتحمل هم براي دانشجو حدي دارد..بهتر است از خانم رفعتي در اين مورد سوال مي كرديد كه دانشجويان از پيران كلاس كه احترام انها بر هر كسي واجب است تا پسران ودختران جوان چه از دست ايشان مي كشيدند. ؟ای کاش به نظر سنجی های که بعد از پایان هر امتحان از دانشجویان گر فته می شد تو جه می کردید تا نظربچه های دانشکدهرا در باره استادانی مثل قا ضی زاده و کسانی که از خبر گزاری اعنوان استاد به دانشکده قالب می شوند را زودتر می فهمیدید .
جلسه علنی امروز مجلس تحت تا ثیر رفتن پرونده ایرا ن به شورای امنیت قرار گرفته بود..حداد عادل نطق قرایی در محکو میت رفتن پرونده ایرا سر داد. چند تن از نما یندگان ائتلاف ابدگران نادران خوش چهره و ابو طالب هم ضمن اتنتقاد شدید از دولت و شورای امنیت ملی خواهان تقدیم بودجه بحرانی از سوی دولت در فروردین ماه شدند. البته اکثریت قریب به اتفاق نمایندگان نسبت به این قضیه با کمال بی تفاوتی بر خورد کردند و برای انها انگار نه انگار پرونده ایران به شورای امنیت رفته بود بلکه مهمتر این بود که جلسات مجلس را به نوعی سمبل کنند تا به حوزه های انتخا بیه شان برسند. البته کا ملا حق با انها بود چون فقط در این مجلس کسانی که اهمیت پرونده هسته ای را درک می کنند ود غدغه شان حفظ منا فع ملی است به تعداد انگشتان یک دست هم نمی رسند. .با این وجود حر فهای دکتر کا ظم جلا لی نما ینده مردم شاهرود از همه جالبتر بود او که فقط یک هفته است است از سی سی یو مرخص شده امروز در مجلس ارام قرار نداشت .از یک طرف به عنوان مخبر کمسیون امنیت ملی در مصا حبه با خبر نگاران پار لمانی رفتن پرونده ایران را به شورای امنیت محکوم می کرد ولی بعد از مصاحبه تحلیل های شخصی خودش را از رفتن پرونده ارائه می کرد واز مسولان پرونده هسته ای به شدت انتقاد می کرد که با این کارهای که میکنند کشور را به باد می دهند. .او البته حرفهای دیگری هم در مورد تحریم وحتی حمله نظامی زد که نشان می دهد او ضاع کشور در چه وضعیت مخاطره امیزی قرار دارد.... البته نمایندگان امروز که می خواستند درامدهای هزینه ای دولت را برسی کنند متوجه شدند که هنوز در این باره جمع بندی مشخصی وجود ندارد به همین خاطر جلسه را به بهانه خستگی تعطیل کردند تا کمیسون تلفیق در این باره دو باره تشکیل چلسه دهد .وقتی قدم هایم سوی خانه را نشانه می گیرند با خود می اندشیدم که چگونه این نمایندگان در یک انتخا بات فرما شی لباس نما یندگی ملت را پو شیده اند انگاه تناسب این لباس را با دیده ها وشنیدهایم محک می زنم.
۱..امروز در پا یان جلسه علنی ظهر مجلس وقتی فرهاد رهبر ریس سازمان مدیریت وبرنامه ریزی کشو ر خسته وعصبانی از صحن علنی مجلس بیرون امد به اتفاق چند تن از دوستان خبر نگارم برای پرسیدن چند سوال به سراغش رفتم وقتی دیدم حو صله پا سخ دادن به سولاتمان را ندارد.برای اینکه به نوعی از عصبانیتش را کم کرده باشم با صدای بلند گفتم .اقای دکتر ما را تو نماز شباتون خیلی دعا کنید .از این جمله من خیلی عصبانی شد وگفت اقای نماز شب یعنی چه حد خودتو رعایت کن .من خیلی ترسیدم واز امرو با خودم عهد کردم که هیچ مو قع چنین شوخی را با یک مقام دولتی اونم تو دولت احمدی نژاد به کار نبرم.وهمیشه وقتی می خواهم حرفی بزنم مقداری تامل کنم بعد حرف بز نم.
۲. جلسه علنی امروز ودیروز مجلس به قول ایرج جمشیدی دعوای فقر غنا بود.نما یندگان شهرستانی می خواستد با برداشت از صندوق ذخیره ارزی وفروش اوراق مشارکت بر بودجه عمرانی دولت بیفزایند تا طرحهای نیمه تمام عمرانی حوزه های انتخا باتی شان را تکمیل کنند تا از این طریق حرفی برای مردم در انخاباتهای اینده داشته باشندولی در این میان نمایندگان فراکسیو ن اقلیت واعضای شاخص اقتصادی مجلس مثل احمد توکلی . الیاس نادران وحسن سبحانی بر همان ۱۲ملیاردتومان که در کمیسیون تلفیق تصویب شده بود اصرار می ورزیدندوبرداشت از صندوق زخیره ارزی را با عث افزایش تورم ونقدینگی در جامعه میدانستند که در نهایت پس از دو روز جنجال در مجلس با پیشنهاد کمسیون عمران نما یندگان شهرستانی به اهداف خود رسیدند. ا
۳.جلسات مجلس این بار تلفات خودش را از میان خبرنگارا ن می دهد بعد از خانم میر فتاحی خبر نگار پارلمانی روزنا مه اعتماد که به خا طر عمل تومور مغزی اش عازم شهر هانوفر المان شد مسعود بصیری خبرنگاران پارلمانی روزنامه قدس هم در جایگاه خبرنگاران بیهوش شد واز همان جا راهی بخش<سی سیو بیمارستان طرفه در نزدیکی مجلس شد. بعضی از خبرنگاران ونمایتدگان به خصوص دکتر پیرموذن نماینده مردم اردبیل وسخنگوی فراکسیون اقلیت ودکتر امیدوار رضایی ریس کمسیون بهداشت مجلس که از او ضاع جسمانی من مطلع هستند مدام ااحوال من را می پرسند وبه من روحیه می دهند که از همگی انها ممنونم. راستی برای منو خانم میر فتاحی ومسعود بصیری دعا کنید.
|
| |||||||||
| |||||||||
|
از همه دوستان التماس دعا دارم.