تبليغاتX
واگويه

به دعو ت یکی از کا رمندان مجلس که در ارودی تفریحی خبرنگاران پارلمانی به همدان سرپرست اردو بود برای مراسم جشن میلاد امام حسن به خا نه اش رفتم .از سر کوچه تا تهه ان اذین بندی شده بود .وقتی به در خانه اش رسیدم  تابلوی سبزرگی که زینت بخشش کلمه بیت الحسن بو توجه ام را جلب کرد . برای رفتن به محل مراسم بایید از پله های تنگی عبور می کردم .محل مراسم اتاق پذی رایی بود که بیشتر دیوارش با پارچه سبز تز عین شده بود  .مطالبی در مدح ائمه که روی پارچه های بزرگی نوشته شده بود در دو طرف دیوارها نصب شده بود .که در کنار انها عکسی بزر گ از قبرستان بقیع که در ان مظلومیت امام حسن نمایان بود خودنمایی می کرد...مراسم شروع شد مداح مراسم مجید  بادکو به ای کارش  را با سخنرانی در مدح امام حسن شروع کرد .خیلی خسته بودم مدام داشتم چرت میزدم .تا این که با دست زدن جمعیت از خواب پریدم ..حضار داشتند دست میزدند که مداح شروع به روضه خواندن کرد.ان قدر با سوز گداز میخواند که اشک که همه را وادار به گریه کردن کرد.من هم نتوانستم جلوی خودم را بگیرم وبا بقیه در این کار هما هنگ شدم .گرییه کردن را من خیلی دوست دارم واحساس می کنم بعد از این کار کلی سبک می شوم .به هر حال مداح همچنان روضه می خواند وجعیت همچنان داشتند به سروصورت خود می زدند .واز مداح می خواستد که با حرارت تر بخواند حتی چند نفر از انها برای اینکه ارادت خود را به امام حسن نشان دهند لباسهایشان را در اوره بودند. ومی گفتند درست است که شب میلاد امام حسن است اما ما عقده اهل بیت را در دل داریم که به نحوی باید ان را خالی کنیم.                                                                                                                                        ۲...امشب  شب احیا است این شب را از وقتی بچه بودم خیلی دوست داشتم .از وقتی به تهران امدهام با برادرم که تا دو سا ل پیش نماینده مجلس بود به حرم امام خمینی می رفتیم .گوش کردن به روضه معروف نا طق نوری وسخنرانی شنیدنی حسین انصاریان جذاب بود .ولی به هر حا ل اکنون که دوسال است که برادرم از کسوت نما یندگی خارج شده به رفتن  به کانون توحیید که به نوعی پاتوق مذ هبی اصلاح طلبان است بسنده می کنم .مراسمی که به جا ی ا کثر مراسمات شب احیا که ادم را روی فرش میخکوب میکند  صندلی راحتی گذاشته اند به نحوی که محدودییت برای نشستن زنان در کنار مردان با هر تیپی که باشند وجود ندارد.

+ نوشته شده در شنبه سی ام مهر 1384ساعت 14:32 توسط ایمان ابراهیم بای سلامی |

امروز ۲۷ مهر سالمرگ برادر م مرتضی است .داغ از دست دادن برادر خیلی سخت است ودر این دوسال که از مرگش می گذر د .تمام شادی وخوشی هم از خانواده ما رخت بربسته .او در حالی از این جهان سفر کرد که خودش را برای ورود  به سال  دوم دبیرستان اماده میکرد وارزوهای زیادی همچون هر جوان دیگری برای خودش داشت .به هر حال امیدوارم خدا به بزرگی وجلالش به هیچ خا نوادهای چنین مصیبت درد ناکی ندهد.
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم مهر 1384ساعت 17:29 توسط ایمان ابراهیم بای سلامی |

سفر خبرنگاران پار لمانی  به همدان که نزدیک بود همه مارا به ان دنیا بفرستد با انتقاد جواد ارین منش نماینده مشهد وعضو  عضو فر اكسيون اصولگرايان در مجلس هفتم روبه روشد.اوبااشاره به اقدام يك عضو هيات رييسه در استفاده از بودجه مجلس براي تدارك سفر جمعي از نمايندگان رسانه‌‏هاي جمعي به همدان اعتراض كرد و گفت: استفاده يك عضو هيات رييسه از امكانات و اعتبارات مجلس براي تثبيت موقعيت خود به هيچ وجه توجيه ندارد و نوعي رانت است.
جواد آرين منش، عضو كميسيون فرهنگي مجلس هفتم در گفت وگو با "ايلنا"، در خصوص اختصاص چهار ميليون تومان از بودجه مجلس براي سفر جمعي از نمايندگان رسانه‌‏هاي جمعي به همدان، حوزه انتخابيه يكي از اعضاي هيات رييسه، گفت: اختصاص بودجه از مجلس در جهت انعكاس مشكلات حوزه انتخابيه، يك عضو هيات رييسه و استفاده از خبرنگاران در اين زمينه هيچ توجيهي ندارد.
وي افزود: بايد از هيات رييسه محترم پرسيد آيا اين امكان براي ساير نمايندگان نيز وجود دارد كه از بودجه مجلس خبرنگاران را براي آشنايي با مشكلات حوزه انتخابيه خود به سفر ببرند و يا صرفا اعضاي هيات رييسه از رانت مديريت خود استفاده كرده‌‏اند؟
آرين منش تصريح كرد: اگر ترتيب دادن اين اردو، جهت تفريح و گردش نمايندگان رسانه هاي جمعي نيز باشد تناسبي با شرح وظايف مجلس و هيات رييسه ندارد و هزينه چهار ميليون تومان از اعتبارات مجلس براي اين امر جاي سوال دارد.
حميدرضا حاجي بابايي، نماينده همدان و عضو هيات رييسه مجلس نیز در خصوص هزينه چهار ميليون تومان از بودجه مجلس براي سفر جمعي از نمايندگان رسانه‌‏هاي گروهي به همدان، گفت: به فرض اينكه چنين هزينه‌‏اي هم شده باشد نبايد رسانه‌‏ها به آن بپردازند.
حاجي بابايي در خصوص اعتراض نمايندگان به عدم صرفه جويي توسط هيات رييسه، گفت: متاسفانه مشخص نيست برخي‌‏ها با چه انگيزه‌‏اي در راههاي مجلس به اين موضوعات دامن مي‌‏زنند در حالي كه حتي اگر نگران صرفه جوي باشند، صرفه جويي در اين موارد معنا ندارد.
مواجهه شد
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم مهر 1384ساعت 17:15 توسط ایمان ابراهیم بای سلامی |

دیروز کا ظم جلا لی نماینده مردم شاهرود ومخبر کمیسیون امنیت ملی مجلس حر فهای جالبی در جمع خبرنگاران پار لمانی زد که در نوع خودش بی نظیر  بود .او گفت که او ضاع کشور بسیار وخیم است.واگر پرونده ایران به شورای امنیت برود فروپاشی نظام جدی میشود .اگر تیم قبلی هسته ای بود احتمال داشت این وضع به وجود نیاید ولی با تیم جدید که علاوه بر این که در مسائل هسته ای هیچ تخصوصی انداردبامترجمدر مذاکراتحا ضر می شود  احتمال هر چیزی  میرود او  همچنین تا کید کرد که کسانی در باره پرونده هسته ای از موضع قدرت صحبت می کنند   تحلیل هایشان مثل تحلیل های سعید الصحاف در زمان جنگ  امریکا باعراق است .به هر هال او  حر فهای جالب دیگری هم زد .که توان  تا یپ کردن انها را ندارم

 

م  

+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم مهر 1384ساعت 18:1 توسط ایمان ابراهیم بای سلامی |

با یکی از دوستان نزدیکم تو سایت دانشکده حرفم شد۰با حا لت نارا حتی وقهر انجا را ترک کردم وبرای مذاکره در مورد کار  به سمت روزنا مه حیات نو اقتصادی به راه افتادم  ..توی روز نامه با حمید قزوینی سردبیر روزنامه در مور د رفتن یا نرفتنم به مجلس از طرف این روزنامه حر ف زدم.از صحبتها یش فهمیدم که قبل از من خبر نگار پار لمانی ایلنا هم سری به انجا  زده وبه نوعی رقیب من  محسوب می شود وبه خا طر سا بقه ای که از قبل در انجاداشت به نوعی  رقیبم محسوب می شود.ولی بآ آین وجوداونا اميدم نكرد وقول يك صحفه لايي مجلس را به من داد .من هم از خدا خواسته استقبا ل كردم ولي از فرط  نا راحتي نتوانستم طرحم را در اين مورد به خوبي به او بدهم .بعد از اتمام كار  برا صرف افطاري جشن ششمين ساگرد تاسيس روزنامه همبستگي به طرف سالن بعثت دانشگاه تهران به راه  افتادم .دم در ورودي احسان محرابي دبير سياسي ومجيد خاشعي دبير سرويس شهر ستانهاي سابق روزنا مه راديدم كه دنبال ذر ورودي بودند هردوي ان ها پارسال توسط صالح ابادي از روزنامه كنار گذاشته شده بودندولي با اين وجود هر سه نفرمان زمان افطار كنار هم بوديم كه محمد اقازاده وقا سم خرمي كه هردو زماني سردبير روزنامه بودندبه جمعمان اضا فه شدند.احسا ن با حالت مزاح ميگفت . الان كه راه چمني از بهزيستي عزل شده روسپي هاي كشور عزادار شده اند .به حر حال مجلس بهانه اي براي تجديد ديدار شده بود .از دولت خاتمي فقط مهر علي زاده وعبدلعلي زاده امده بودند وبا كمي تا خير كروبي وسيد هادي  خا منه اي هم به جمعااضا فه شدند .در طول برگزاري مراسم مسيح کلی درمورد كارم در مجلس نصيحتم كرد وسفارش كر ده هر وقت صحفه ام را در روزنامه حيات نواماده كردم حتما قبل از چاپ نشانش دهم.                             

  بعد از پايان مراسم براي احوال پرسي نزد مهر علي زاده رفتم .خيلي تحويلم گرفت فكر نمي كردم بعد از يك مصا حبه اي كه زمستان پارسال با او انجام داده بود م مرا به خاطر اورد.با او در مورد پست ايندهاش حرف زدم كه مذاكراتي كه براي در مورد رياستش بر بنياد مستضعفان بود را تائيد كرد. .هنگام بيرون امدن از سالن براي خداحاظي نزد سيد هادي خامنه اي رفتم كه من در جمع مشهدي هاي سرشناسي كه دورش جمع بودند كلي شر منده كرد.در مورد صحفه ام با او حرف زدم .او هم بعد از كلي شوخي كردن با من صحبت كردن در اين مورد را به رفتن به دفترش موكول كرد.

+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم مهر 1384ساعت 6:18 توسط ایمان ابراهیم بای سلامی |

بلاخره رسما از کار بیکار شدم .مدیر کل روابط عمومی بنیاد شهید که به نوعی ریس خبر گزاری حیات محسوب می شود به طور رسمی دستور تسویه حساب من را داد وقتی از او علت این کار را جویا شدم دلیلش را همکاری من با روز نامه های اصلاح طلب عنوان کرد وگفت.. برای بنیاد وخبر گزاری حیات حضور شما تنش زاست وبهتر است که قطع همکاری صورت گیرد من هم مظلومانه به گفتم حق وحقوقم را بدهید .میروم .هنوز نمیدانم چه وقت چیزی از این خبرگزاری عا یدم می شود. با  لاخره از مدیر کلی که دستور میدهد که نباید خانم ها بدون چادر بیا یند وخبرنگار از استفاده از اینتر نت منع می کند نبا ید انتظاری بیشتر از این داشت.
+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم مهر 1384ساعت 16:19 توسط ایمان ابراهیم بای سلامی |

اداره اخبار مجلس از خبر نگاران پارلمانی دعوت کرد به همراه خانوادها یشان به سفر تفریحی دو روزه ای که حمیدر ضا حا جی با بایی نما ینده همدان پیشنهاد ان را داده بود بروند .من هم چون تنها بودم از دوستم سجا سالک دعوت کردم من را در این سفر همرا هی کند ولی او به دلیل شرکت در کنگره مشارکت از همراهیم در این سفر عذر خواهی کرد. ومن تنها به رفتن خودم بسنده کردم .چهار شنبه ساعت ۴ سواربر اتوبوس دو طبقه ونسبتا مجهزی به سمت همدان به راه افتادیم .خانم اسما عیلی خبر نگار فارس که از امدن به این سفر منصرف شده بود قبل از حر کت اتوبوس به طبقه دوم اتو بوس اومد وبا کنا یه گفت ..جلوی اتوبوس زودت میره تهه دره .همه خندیدم وبه حرفش بی اعتنایی کردیم .به حر هال اتوبوس به راه افتاد اکثر بچه ها همراه خانوادهایشان بودند فقط من وچند نفر بود یم که مجرد بودیم. تو راه خیلی احساس تنهایی وغر بت می کردم. وگهگا یی به اقای میر وکیلی که مسول خبرنگاران از طرف مجلس بود سری می زدم .خیلی ادم با حا لی بود برخلاف قیافیه نحیفش که به برادران لباس شخصی می خورد. به هر هال بعد از کلی پرسه زدن در اتو بوس خوابم برد .که با تکانهای شدید اتوبوس از خواب پریدم خیلی وحشتنا ک بود.مر گ را در یک لحظه جلوی چشمانم دیدم .فکر کردم داریم میریم ته در ه نا خوداگاه فریاد یا ابلفضل را در اتوبوس سر دادم .ودسته جلوی اتوبوس را محکم چسبیدم .خانم ها جیغ میزدند که نا گاه یکی از انها در حا لی که گریه می کرد داد زد برید پایین بوی بنزین داره میاد .مثل اینکه بنده خدا فراموش کرده بود اتوبوس گازویلیه.وقتی پیاده شدیم تازه فهمیدم که از وسط رفتن به ان دنیا بر گشته ایم .جلوی اتوبوس مثل یک اهن پاره شده بود.بر اثر بر خورد به خاور از جاده منحرف شده بود .مقصر خاوره بود که خوابش برده بود ونتونسته بود به فرمان ایست پلیس راه بی اعتنا یی کرده بود . مجروحان اتوبوس مادر خانم اکوان خبرنگار موج دبود که دستش از ساعد جدا شده بودذ ساعد جدا شد . البته چند نفر دیگر اثار کو فتگی شدید در بدنشان مشهود بود .به هر حال با هما هنگی حا جی بابایی بادوستگاه اتو بوس به همدان رفتیم .ودر سو یت هابی منطقه عباس اباد که یکی از خوش اب وهواترن نقا ط همدان بود مستقر شدیم .در طول اردو مسولینی که داز طرف مجلس امده بودند نهایت سعی خود را کردند که به همه خوش بگذرد .جای همیتان خالی بود

+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم مهر 1384ساعت 15:7 توسط ایمان ابراهیم بای سلامی |