تبليغاتX
واگويه
یک سال پیش مثل امشب حال خوبی نداشتم.آماده شده بودم واسه عمل جراحی مغز .سرم را با تیغ تراشیده بودند وبرادران وپرستاران شیف سعی می کردند به انحای مختلف به من روحیه بدهند.چون امید به موفقیت عمل پایین بود وچند نفر از اساتید سرشناس جراحی مغز واعصاب هشدار های لازم را در مورد خطرات احتمالی عمل داده بودند وهیچ تضمینی برای موفقیت وجود نداشت. دوست داشتم تنها باشم وبه همین خاطر به داداشم توصیه کردم برای استراحت برود .تصور اینکه بعد از عمل چه حالی دارم آزار دهنده بود. در آن شب سخت بيش از هر زمان ديگري به واژه " " ايمان آوردم و با همه وجود باوركردم كه دل بستن به تمامي تعلقات دنيوي سرابي بيش نيست وخودم را برای هر اتفاقی آماده کرده بودم. زمانی که برای بردن من ویلچر آوردن نتونستم تحمل کنم وجلوی همه زدم زیر گریه.همه همراهان من سعی داشتند شرایط روحی من را در آن لحظه عوض کنند درحالی که ترس ودلهره از نتیجه عمل در چهره شان هویدا بود.اتاق عمل بیمارستان میلاد به گونه ای طراحی شده که بیشتر از30 عمل در یک ساعت در آن انجام می شود.زمانی که روی تخت خوابیدم تصور خوبی داشتم.با وجود اینکه می دونستم عمل ممکنه تبعات داشته باشد ولی ایمان داشتم که کسی هست که مراقبه منه بعد از عمل وقتی دست وپای خودم را جمع کردم همه خوشحال بودند.تا 10 ساعت بعد از عمل تو آی سیو خواب بودم.ونزدیک صبح وقتی بیدار شدم احساس خوبی داشتم ،حالم خوب بود وبه راحتی با پرستاری که کنار تخت من بود می تونستم صحبت کنم وهمه پرسنل بخش آی سیو خوشحال بودند از سر حال بودن من . وصبح همان روز به بخش منتقل شدم ودوستان خوبم با حضور در بیمارستان من را شرمنده خودشان کردند.وسه روز بعد از عمل از بیمارستان مرخص شدم ودر اولین روز بعد از ترخیص از بیمارستان اولین کاری که انجام دادم نشستن پشت کامپیوتر برای نوشتن گزارشی از چهرهای مجلس هفتم شدم بودن اینکه کوچکترین مشکلی احساس کنم. امشب که یک سال از آن ماجرا می گذرد عنایت الهی را نسبت به خود با تمام وجود احساس می کنم وخوشحالم از اینکه مشکلات که این تو مور واسه من به وجود آورده بود احساس نمی کنم. در اینجا باید نهایت تشکر وامتنان خودم را از دکتر مسعود شیروانی ابراز کنم که وسیله ای بود برای زندگی دوباره شدوهمچنین از دکتر امید وار رضایی نماینده مردم مسجد سلیمان ممنونم که بیش از 7 سال هر آنچه توان داشت برای رفع مشکل گذاشت وهمچنین از همه دوستان خوبی که با دعای خیرشان نهایت لطفشان را به من ابراز داشتند تشکر کنم.
+ نوشته شده در جمعه هجدهم اردیبهشت 1388ساعت 10:43 توسط ایمان ابراهیم بای سلامی |

امروز  برای تسویه حساب به خبرگزاری شهر رفتم.بعد از سه سال کار در این خبرگزاری  دوهفته پیش به بهانه چاپ گزارشی از نشست قالیباف با نمایندگان مجلس در روزنامه اعتماد ملی از  به دستور مدیرعامل خبرگزاری شهر اخراج شدم.گزارشی که مورد تمجید نزدیکان قالیباف قرار گرفت ولی چون مدیرعامل محترم از روزنامه خوششان نمی آید دستور اخراج فرمودند.درمدت سه سالی که در این خبرگزاری بودم مسعود احمدوند،مهدی توکلیان وعلی طلوعی مدیریت  این موسسه خبری را برعهده داشتند که به نظر من فقط در زمان احمدوند بود که تا حدودی این خبرگزاری تلاش داشت تا در مسیر حرفه ای حرکت کند.روند حاکم  به خصوص در زمان طلوعی به گونه ای بود که اگر مهمترین خبر دنیا را را خبرنگار شهر مخابره میکرد برایش هیچ ارزشی نداشت. با وجود اینکه سه سال در این موسسه مشغول به کار بودم  زمانی که اخراج شدم به خاطر  ترک این محیط ناراحت نشدم.وفقط خدا را شکر کردم که شرایط به گونه ای شده که این محیط را ترک کنم.شهر خبر گزاری بود که حتی بسیاری از مدیران ارشد شهرداری تهران با وجود هزینه های میلیونی که در ماه صرف آن می شود  آن را نمی شناسند. در مدتی که در مجلس  به عنوان خبرنگار  این موسسه خبری مشغول فعالیت بودم ذره ای کم نگذاشتم وخوشحالم که اغلب نمایندگان مجلس هفتم  وهشتم وبه خصوص حداد وعادل  در زمانی که ریاست مجلس  را به عهده داشت  آشنا کنم .حداد در کنفرانس های خبری هر دو هفته یک بار آخرین  تحولات شهری را برای پاسخ به من مطالعه می کرد و حتی بارها  از قالیباف تجلیل کرد ولی حیف که بازخوردی  در  خبرگزاری نداشت وبه اسم دیگران تمام می شد. وجالب  این بود که حتی  معاون امور مجلس وزارت کشور چند بار  به  شوخی من  گفت( تو چقدر از قالیباف می گیری که سنگ او را به سینه می زنی تا این حد)

در زمان درگیری با رحیمی  وتهدید به اخراج من از سوی محمد زاده  معاون دفتر احمدی نژاد که رفیق شفیق مدیرعامل خبرگزاری شهر است .طلوعی برای خوشایند دوستانش  اطلاعیه داد وتمام  ماجرا را را با وجود بازتابی که در رسانه های  مختلف داشت تکذیب کرد بدون آنکه از من حتی یکی بار دراین خصوص سوال کند  که این موضوع واقعا برای من آزاردهنده بود.

فقط می توانم  در اینجا بنویسم که از اخراج خبرگزاری شهر خوشحالم.در اینجا لازم می دانم از دوست عزیزم  محمد رضا عزیزی  سردبیر خبرگزاری شهر  که  در حد توان از من دفاع کرد  وهمچنین از سرکار خانم رویا ملکی به خاطر تلاش ها ونامه نگاری های زیادی که برای اخراج من انجام داد تشکر کنم.امیدوار اخراج من حداقل این حسن را داشته باشد که اردات از دست رفته مدیرعامل محترم خبرگزاری به دوستانشان در نهاد ریاست جمهوری ثابت شده باشد.

+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم اردیبهشت 1388ساعت 10:45 توسط ایمان ابراهیم بای سلامی |

 

چشمه‌هاي خروشان تو را مي‌شناسند ................ موج‌هاي پريشان تو را مي‌شناسند

پرسش تشنگي را تو آبي، جوابي ................. ريگ‌هاي بيابان تو را مي‌شناسند

نام تو رخصت رويش است و طراوت .......... زين سبب برگ و باران تو را مي‌شناسند

از نشابور بر موجي از «لا» گذشتي ........ اي كه امواج طوفان تو را مي‌شناسند

اينك اي خوب فصل غريبي سر آمد ......... چون تمام غريبان تو را مي‌شناسند

كاش من هم عبور تو را ديده بودم .......... کوچه های خراسان تورا می شناسند

 زنده یاد قیصر امین پور

+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم اسفند 1387ساعت 17:20 توسط ایمان ابراهیم بای سلامی |

دیشب تلویزیون فارسی بی بی سی گوشه های از فیلم عطا افشاری را به بهانه  ارجاع مصوبه مجلس در مورد اصلاح قانون انتخابات به مجمع تشخیص مصلحت نظام  را  پخش کرد واین فیلم را دلیل اصلی تحریک نمایندگان برای اصلاح این قانون خواند . در فیلم که عطا به سفارش وزارت کشورزمان خاتمی ساخت   با بعضی ا ز افرادی  گمنامی که  حتی از دور افتاده ترین  روستا های کشور برای کاندیدا شدن  در نهمین دوره ریاست جمهوری  به وزارت کشور آمده بودند مصاحبه شده بود .این فیلم اگرچه به خاطر  نوع صحبت مصاحبهشوندگان به ظاهر طنز بود ولی در باطن حکایت تلخی بود از ساختار سیاسی ایران.وقتی با نمایندگان طراح طرح اصلاح قانون انتخابات صحبت می کردم همگی  فیلم مستند عطا افشاری را  دلیل اصلی  طرح خود می دانستند .

عطاافشاری مدت هاست که با یک بیماری سخت وطاقت فرسا دسته وپنجه نرم می کند  وبا عنایت خدای متعال به قول خودش دوباره به زندگی لبخند می زند واز آن بیماری سخت در حال حاضر مشغول شیمی درمانی برای رفع کامل بیماری است.

 برای  سلامتی  کامل عطا افشاری که همیشه خوش قلب ودوست داشتنی است دعا کنیم

+ نوشته شده در دوشنبه پنجم اسفند 1387ساعت 10:27 توسط ایمان ابراهیم بای سلامی |

 

جمهوریت: ابراهیمبای سلامی تاکید کرد: اگر انتخابات ریاست جمهوری با موازین قانونی انجام شود پیروزی خاتمی در انتخابات دهم فراتر از دوم خرداد76 خواهد بود.
ابراهیمبای سلامی نماینده خواف ورشتخوار در مجلس ششم در گفت وگو با خبرنگار جمهوریت با بیان اینکه دوران ریاست جمهوری احمدی نژاد پایان علم اقتصاد ویخبندان علوم اجتماعی وسیاسی در ایران بود تاکید کرد: انتخاب خاتمی می تواند پایان آنارشیسم در سیاستگذاری وبرنامه ریزی ایران باشد.
وی تصریح کرد: با انحراف دولت نهم از سند چشم انداز بیست ساله و برنامه چهارم توسعه نظام اقتصادی وسیاسی وفرهنگی کشور دچار نابسامانی و آشفتگی شده است.
نماینده خواف ورشتخوار در مجلس ششم با اشاره به اينكه نظرسنجي ها واستقبال گسترده مردم حكايت از پيروزي خاتمي در انتخابات دهم است تاكيد كرد: در صورتي كه اقتدارگرايان در جهت مخدوش كردن انتخابات وآراء مردم اقدام كنند خود در چاهي كه حفر كرده اند فروخواهند رفت.
استاد دانشگاه تهران با بيان اينكه حضور خاتمي در انتخابات در راستاي تحقق جامعه مدني ومنافع ملي مردم ايران است گفت: تجربه خاتمي از دوران اصلاحات اهتمام به امور بنيادي اقتصاد سياسي ومنا سبات اجتماعي ايران است .
وي افزود:همه تلاش اقتدار گرايان بر ايجاد اختلاف در بين اصلاح طلبان متمركز شده است وکاندیداتوری خاتمی موجب وحدت اصلاح طلبان ومصلحت عمومی است .
ابراهیمبای سلامی تاکید کرد:رسالت ديني وملي همه آزاديخواهان ايران ايجاب مي كند از هيچ تلاشي براي مشاركت گسترده مردم وبر انگيختن آراءگروهاي ساكت وخاموش در يغ نكنند.
ابراهیمبای سلامی با انتقاد از کسانی که شرکت در انتخابات را بی فایده می دانند گفت: تحریم انتخابات در جهت نهادینه شدن بیشتر استبداد وخواست اقتدار گرایان است.
وی با اشاره به پیامدهای بین الملی انتخاب خاتمی گفت: انتخاب خاتمی موجب شکوه وعزت ایران در صحنه بین الملی است وبه ارتقای دمکراسی و آرامش در خاور میانه کمک می کند.


+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387ساعت 1:39 توسط ایمان ابراهیم بای سلامی |

امروز به همراه عده ای از دانشجویان وفارغ التحصیلان دانشکده خبر  برای ملاقات با خاتمی به جماران رفتتیم، زیر باراش شدید باران حسابی خیس شدیم وشومینه دفتر ملاقات های خاتمی تنهایی جایی بود که میتوانست دوش آب سرد  اجباری در باران را تسکین دهد .

قبل از دیدار  نماز ظهر وعصر به امامت خاتمی اقامه شد.حضور عبدالوند ودکتر وحید محمودی از اعضای شواری مرکزی حزب اعتماد ملی درپشت سرم درصف نماز  توجهم را  بیشتز از همه جلب کرد.

با وجود اینکه  تعداد دانشجویان 30 نفر بودند خاتمی از همه خواست که خودشان را معرفی کنند ودرمورد رشته تحصیلی و رسانه ای که کار میکنند  برایش بگویند . .چند نفر از دانشجویان در این دیدار که  از مسائل مدیریتی داشکده خبر ونوع رفتاری که دراین دانشکده  با آنها شده است آزرده خاطر بودند خاتمی را سنگ صبوری یافته بودند تا مسائل دانشکده خبر که بزرگترین وتخصصی ترین مرکز آموزش رسانه ای کشور است را برایش  باز گو کنند . .خاتمی بعضی از مسائلی را که دانشجویان مطرح کرد را چاشنی  شوخی هایش با دانشجویان قرار داده بود وامید به آینده می داد

 مقدمه سخنرانی خاتمی فرقی با گذشته نداشت  .تاکید بر مردم سالاری دینی،اپوزیسیون نبودن رییس جمهور ،حرکت در مسیر قانون،احترام به مخالف ،جامعه مدنی وتشریح  دستاوردهای انقلاب در اولین روز از سی ویکمین سالگرد پیروزی انقلاب از جمله مسائلی بود که خاتمی در سخنرانی اش به آن تاکید کرد

اوسپس به تخریب های که علیه اش انجام میشود اشاره کرد و به شدت از انتشار خبر گلایه میر حسین موسوی از خودش که برای اولین بار توسط سایت تغییر منتشر شده بود گلایه کرد  و دروغ پردازیها را علیه خودش سازماندهی شده خواندو از این نوع رسانه ها خواست زره ای منصف باشند. گفت مطمئن باشید افزایش حجم تخریبها همیشه نتیجه عکس می دهد.

او سپس با اشاره به مسابقه ایران وکره جنوبی که ساعتی بعد از این دیدار برگزار میشد به طنز  به بخشی از نطق رسایی اشاره کرد وآن را بامزه خواند

وقتی یکی از داشجویان ازخاتمی خواست  اجازه دهد تا  فالی راکه مادرش سرقبر حافظ  به یمن ورود خاتمی گرفته است، برایش بخواند خاتمی از نحوه قرات بعضی از ابیات ایراد گرفت:میدانید که بعضی از آقایان مدعی هستندکه ما کشور را می خواهیم  با فال حافظ ورمالی می خواهیم  اداره کنیم..بعداز خند ه دانشجویان گفت: البته منظور ما که آقای کرباسچی نیست

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387ساعت 11:8 توسط ایمان ابراهیم بای سلامی |

چندی پیش در یکی از جلسات جمعیت تولید گرایان ایران مهندس بحرینیان  خاطره جالبی  از سفرش به ژاپن نقل کرد   .این خاطره   جالب شاید  یکی از دلایلی  باشد که  نشان میدهد چرا ژاپن درحال پشت سرگذاشتن همه قدرت های صنعتی در دنیا است.

ژاپن که بودم یه روز دوشنبه رفتم سر کار دیدم تو خیابون پر پلیس و شلوغه؛ وضع غیر عادی بود.. یه کم پرس و جو کردم دیدیم یکی خودکشی کرده.
 البته اینقدر تو ژاپن خودکشی زیاد بود که دیگه خیلی جای تعجب نداشت. پرسیدم: چرا طرف خودکشی کرده؟ فهمیدم طرف مهندس پیمانکار یه ساختمان بوده. قرار بود روز جمعه ساختمان رو طبق قرارداد تحویل صاحب اش بده.

روز جمعه ساختمان کارش تموم نشده بود مهندس پیمانکار از صاحب ساختمان دو روز شنبه و یکشنبه مهلت میخواد که ساختمان رو ساعت هشت روز دوشنبه اول روز کاری بهش تحویل بده.

تو این ۴۸ ساعت مهندس و تیمش هر کاری می کنند نمیتوانند کارهای نیمه تمام ساختمان رو تمام کنند و ساختمان رو آماده تحویل کنند.
 روز دوشنبه که صاحب ساختمان برای تحویل خونه میاید با جسد حلق آویز شده مهندس پیمانکار مواجه می شه. حالا نکته جالب اش می دونی واسه من چی بود؟

 این ساختمان فقط نصب پریز و برق و نظافت اش مونده بود. به دوستان ژاپنی به تعجب می گفتم این چه آدمی بود خب چرا خودکشی کرده برای همچین موضوع کوچکی. این دیگه خودکشی نداره که.

آنها با دهان باز نگاه می کردند می گفتند خودکشی نداره؟ این آینده شغلی اش به پایان رسیده بود. دو بار زیر قولش زده دیگه کسی بهش کار نمیداد. چه آدم خوبی بود...!

+ نوشته شده در جمعه ششم دی 1387ساعت 23:19 توسط ایمان ابراهیم بای سلامی |

 

با وجود اینکه ساعت ۱۱ با سروری  نماینده تهرا ن قرار مصاحبه داشتم ولی تصیمیم گرفته بودم  حتی اگر این مصاحبه به خاطر تاخیر من  لغو شد در مراسم بزرگداشت یا د وخاطره سحر رومی دانشجوی  دانشکده خبر که پنج شنبه  در اثر تصادف  درجاده آباده شیراز به رحمت خدا رفته بود شرکت کنم .سحر فرزند سیروس رومی  پدر روزنامه نگاری  شیراز بود.

بیشتر دانشجویان حاضر بچه های رشته مترجمی بودند از قدیمی ها علاوه برمن  لطیف نکویی که بچه ها  او را پدر  صدا می زنند آمده بود. بعد از اینکه  قرات قر آن تمام شد دکتر مصلی نژاد مدیر گروه مترجمی در باره  ویژگی های اخلاقی  سحر توضیح داد  وبعد از آن وبعضی از  فعالیت های که او به عنوان دانشجوی رشته مترجمی  به او داده بود  به صورت کلیپ نمایش داده شد. کلیپ به زبان انگلیسی بود وفقط بچه های مترجمی متوجه می شدند  و بادقت به کلیپ توجه می کردند.

با وجود اینکه با سحر رومی فقط در حد سلام علیک تو دانشکده ارتباط داشتم ولی گریه امانم نداد سرم را زیر میز بردم  وگریه می کردم وفقط به پدر ومادر سحر  وچگونگی تحمل این غم از سوی آنها فکر می کردم.

 با عجله خودم را به مجلس برای مصاحبه با پرویز سروری دبیر مجمع نمایندگان تهران رساندم.باوجود ۴۵ دقیقه تاخیر  با بزرگواری بدون اینکه گله ای بکند  به سوالاتم پاسخ گفت

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه دوم دی 1387ساعت 11:35 توسط ایمان ابراهیم بای سلامی |

دیرو ز بعد ظهر با جواد منتظری به بهشت زهرا رفتم تا در مراسم سالگرد شهدای c130شرکت کنیم. زمانی که آنجا رسیدیم ،علی رقم اینکه ساعتی به غروب مانده بود  ولی هنوز  اطراف قطعه شهدا

 شلوغ بودوخانواده واقوام شهدا به حاضران خیر مقدم میگفتند.کروبی هم آمده بود ،بر سر قبر تک تک شهدای رسانه حاضر میشد واز خانواده های آنها دلجویی میکرد.با وجود اینکه سه سال از این حادثه میگذرد ولی هنوز داغ آنها تازه بود.انگار این حادثه هیچ وقت نمی خواد  فراموش بشه .بیشتر ازهمه وقتی دلم گرفت که سر قبر علیرضا برادران عکاس شهید خبرگزاری فارس رفتم عکسی از فرزند خردسالش کوثر که امسال مرحوم شده بود درکنار عکس او خودنمایی می کرد که جیگیر آدم را میسوزاند.سر قبرخلبان این حادثه شهید بابک گوهری    هم رفتیم.مادرش داشت برای شادی روح پسرش قرآن میخواند. وخواهران وهمسرش گریه می کردند  مسولان برسی این پرونده بی تجربگی او را دلیل اصلی این حادثه اعلام کردند.چیزی که هرگز مورد قبول افکار عمومی قرار نگرفت.

 

 

 خیلی دوست داشتم سر قبر دوست عزیزم ابراهیم بقایی وحسین عرب احمدی بروم ولی  به خاطر اینکه  ابراهیم در  مزار شهدای گلشهرکرج وحسین در مزار شهدای یافت آباد دفن هستند این امکان برای من مهیا نشد. .یاداشان گ برای همیشه گرامی باد

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در شنبه شانزدهم آذر 1387ساعت 17:40 توسط ایمان ابراهیم بای سلامی |

امروز وقتی حقارت کردان را از نزدیک تو مجلس دیدم علی رقم اینکه میدونستم او یک دروغگوی شارلتان بیشتر نیست ولی باز هم دلم براش سوخت.حتی وقتی تو مترو بودم  اینقدر به این مسئله فکر می کردم که می خواستم ایستگاه مترو را اشتباه پیاده بشم .،کردان  امروز دروغ های زیادی گفت ،قسم های زیادی خورد،از رهبری به حد اعلای خودش مایه گذاشت ، از ستاد کل نیرهای مسلح ،از خانواده اش وبیماری روانی همسرش  و آخر از شیمیایی  بودن خودش گفت ، دکتر حیدر پور نماینده شهرضا  که به عنوان پزشک در زمان بمباران سردشت حضورداشت  خواست در تذکر آیین نامه ای  موضوع جانباز بودن کردان را  در  بمباران شیمیایی تکذیب کنه  که او را از این کاز منصرف کردند.به قول مصطفی تاج زاده چوب خدا بود که کردان را به خاطر عملکردش  نواخت.وقتی دروغ  کردان یکی بعد از دیگری در مجلس  افشا میشد .تخلفات کردان ( تاجایی که حداقل من میدونستم) مثل  فیلم از جلوی چشمم داش رد می شد. از اون کثافت کاری قبل از انقلابش،ازپرونده تخلفات مالی اش تو صداوسیما که با تحقیق وتفحص از مجلس ششم افشا شد وبعد با حمایت لاریجانی سرپوش گذاشته شد شد وبعدش  جعل مدرک ودکترا معرفی کردن خودش . وهزاران چیز دیگه که من  ازش بیخبرم.

به نظرمن کردان باید برای جناح راست قربانی میشد تا این جناح را پاک نشون بده از تبلیغات روزنامه های جناح راست وبرنامه گفت وگوی ویژه خبری که الان داره از تلویزیون پخش میشه میشه اینو به راحتی فهمید.

در ابتدای  مجلس هفتم که تشکیل شد با افشای رابطه برادر نماینده خرم آباد واسلحه کشی او به سمت دختر مورد علاقه اش وهمچنین نامه شاهی عربلو نماینده رباط کریم  به رییس سازمان هواپیمایی کشوری تلاش شد تا اصول گرایان را افرادی نشان دهند که به هیچ عنوان تخلفات  اعضای خودشان را نمی پذیرند.داستان کردان قابل مقایسه با این موضوع نیست ولی او خودش را امروز به عنوان یک قربانی مطرح کرد. قربانی که بیشتر در حد یک دستمال کاغذی  کثیف می مانست  وبا رای عدم اعتماد به دور پرت شد.کردان به نظرمن در خانواده وفامیلش هم جایی ندارد.شاید پسرش حق داشته است که از خجالت داشتن پدری مثل او به دانشگاه نرود.

 

 مدیریت علی لاریجانی امروز  در جلسه اسیضاح بوی حمایت ازکردان را برخلاف جلسه رای اعتماد   را نمی داد او در پایان   جلسه ودر یک کنفرانس  خبری اعلام کرد: کردان تخلف کرده است وبه نوعی تلاش کرد خودش را مخالف معرفی کردان نشان دهد..وقتی صبا آذرپیک خبرنگار اعتماد با شجاعت پرونده تخلفات مالی کردان در تحقیق  وتفحص مجلس ششم ونوع موضع گیری لاریجانی درمورد آن پرونده را به او یادآوری کرد وخواستار موضع گیری صریح لاریجانی در این خصوص شد،لاریجانی که انتظار این سوال را نداشت.گفت: این تحققق وتفحص سیاسی بود.او بدون اینکه مبنای حرفش را ثابت کنه گفت:همه شاهد بودیم که مجلس ششم با تحصن خودش  کمر نظام را شکست، وقتی لاریجانی  اینگونه جواب آذر پیک را دادنتونستم پیدا کنم تحصن نمایندگان مجلس ششم چه ربطی به پرونده مالی او وکردان در صداوسیما داشت.

+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم آبان 1387ساعت 23:38 توسط ایمان ابراهیم بای سلامی |