فرا رسيدن نوروز باستان، رسم ايراني، آيين پارسي، طلوع طلیعه ی طراوت و طرب، بهار و رستاخیز مجدد طبيعت، بر پارسيان و وارثان سرزمين ايران تبريک و تهنيت باد.
اميد آنکه سال جديد براي ايران و ايراني، سال رحمت، سال امنيت، سال عافيت و عاقبت به خیری، سال صلح و دوستي، سال تندرستي، سال شادي و شادکامي، سال مودت و محبت، سال عزت، سال افتخار، سال آبرومندي، سال اقتدار، سال معنويت و اخلاق، سال حرکت به سوی کمال، سال پندار، گفتار و کردار نیک، سال پيشرفت در تمامی زمينه ها، سال عشق و مهرورزي، سال یکدلی و یکرنگی، سال رزق و روزي وسيع، پربرکت و حلال، سال خير و نيکي، سال علم و دانش، سال تحقق همه ی آرزوهای خوب و پاک شما، سال ذلت و خواري دشمنان اين مرز و بوم و سال ظهور امام عصر حضرت مهدي، باشد.
روحش شاد و یادش گرامی باد
جان فداي آزادي
آزادي بيان حلقه مفقوده تمدن ايران و اسلام است و آزادي مطبوعات گمشدهاي است كه فرهيختگان ايران زمين براي سخن گفتن با مردم و تحقق عقلانيت فرهنگي هماره در پي آن بودهاند. احمد بورقاني در شمار نخبگان و فرهيختگان طراز اول ايران معاصر است كه از هر فرصتي براي تحقق اين مهم فروگذار نكرد و بسان يك چريك، با قلم و بيان خويش آزادي و عقلانيت را ميجست و در اين طريق هزينههاي سنگيني را پرداخت كرد.
هنگامي كه در اواخر مجلس پنجم طرح اصلاح قانون مطبوعات مبني بر محدوديت بيشتر مطبوعات و از جمله مسووليت براي نويسندگان و خبرنگاران علاوه بر مديران مسوول مطرح شد و در دستور كار مجلس قرار گرفت تعدادي از نمايندگان مجلس از جمله مجيد انصاري و حسين مرعشي در رديف مخالفان ثبت نام كردند اما در آن روز ابتدا جلسه غيرعلني شد و توصيههايي ابلاغ گرديد و رئيسمجلس جناب آقاي ناطقنوري كه به ندرت به عنوان موافق يا مخالف سخن ميگفت با ذكر همين نكته به عنوان موافق طرح مذكور اعلام آمادگي نمود، اكثر دوستاني كه در رديف مخالف ثبت نام كرده بودند منصرف شدند تا نوبت به راقم اين سطور رسيد. فضاي سنگيني بر مجلس حاكم بود. از مجيد انصاري كه نفر اول يا دوم از نام نوشتگان بود درخواست كردم كه ايشان سخن بگويد، اظهار داشت؛ من در اين ماجرا هم چوب را خوردهام و هم پياز را و نگارنده تريبون را به دست گرفت و به عنوان اولين مخالف طرح در ضرورت آزادي بيان و حفظ آن براي رشد و توسعه همهجانبه كشور سخن گفت و مغايرت طرح مذكور با بيست اصل قانون اساسي ايران را يادآور شد. سپس تعدادي ديگر از نمايندگان اصلاحطلب كه عمدتا همچون من شهرستاني بودند مثلعلي يعقوبي نماينده كبودرآهنگ و علي آلكاظمي نماينده سلسله ودلفان به عنوان مخالف سخن گفتند. از صحن مجلس كه بيرون آمدم مردي كه از محدوديت و اضطرابي كه بر آزادي بيان و مطبوعات روا داشته ميشد عرق ميريخت مرا در آغوش گرفت و گفت جان فداي آزادي، او احمد بورقاني بود. احمد در كسوت يك مطبوعاتي آزاده، مقام معاونت مطبوعاتي وزارت ارشاد را در دوران دكتر عطاءا... مهاجراني برعهده داشت و همواره آزادگي و جوانمردياش با تواضعي بينظير كه شايسته يك انسان فرهيخته است توام بود. هنگامي كه به نمايندگي از مردم تهران عضو هيات رئيس مجلس ششم بود و در مقام عضويت كميسيون ويژه تحولات امنيتي منطقه خاورميانه كه در پي حمله آمريكا به افغانستان و عراق تشكيل شد اظهارنظرهاي موشكافانه و عالمانهاي در جهت حفاظت تامين منافع ملي مردم ايران ارائه كرد كه در تاريخ مجلس ايران به ثبت رسيده است. برخي اعضاي كميسيون ويژه كه نگارنده وظيفه سخنگويي آن را برعهده داشت مصلحت را بر آن ديدند كه برخلاف مصوبات اعلام شده كميسيون در رسانهها سخن گويند. بورقاني در نطق قبل از دستور خويش يك بار ديگر به تكرار مواضعي پرداخت كه از سوي كميسيون در جهت منافع ملت ارائه شده بود و هرگز هراسي از فضاي خطرناك بهوجود آمده به خود راه نداد و بعدها موضع كميسيون ثابت كرد كه محدوديتهاي خود ساخته ديپلماتيك چه مضاري در پي داشت. بورقاني سنگ صبور نمايندگان بود و همچون لقمانيان و حقيقتجو هرازگاهي به دادگاه فراخوانده ميشد و در پي رفع يكي از خطرهاي محاكماتي كه نگارنده را تهديد ميكرد؛ نوشت. خدا را شكر كه خطر رفع شد و خداست كه دفع صد بلا ميكند. او در بزرگداشت يكصدمين سالگرد مشروطيت در ايران نقش اول را برعهده داشت تا يك بار ديگر به همه هشدار دهد كه تنها راه نجات جامعه و حل مسائل آن اعتماد به مردم و دموكراسي ميباشد و آزادي بيان و قانونمداري لازمه آن است. روحش شاد باد.
با توجه به حساسیت های موجود درباره پست قبلی و درخواست دوستان همکاران مطبوعاتی خصوصا دوستان تحریریه روزنامه اعتماد ملی وتوصیه های دوست عزیزم جواد دلیری دبیر سرویس سیاسی روزنامه برای اینکه مطالب بیان شده درباره برخی اصلاح طلبان مورد سوءاستفاده قرار نگیرد و با توجه به درخواست اطرافیان آن فرد این پست را حذف کردم.
گوش ها منتظر بانگ جرس هاي من اند
كوچه ها منتظر بانگ قدم هاي تو اند
تو از اين برف فرو آمده دل گير مباش
((دي)) زماني دارد
وزمستان اجلش نزديك است
من صداي نفس باغچه را مي شنوم
وصداي قدم گل رادر يك قدمي
وصداي گذر گرده گل را در بستر باد
وصداي سفر وهجرت وهجرت دريا را در هودج ابر
وصداي شعف فاخته را در باران
وصداي اثر باران را بر قوس وقزح
وصداهايي
نمناك
ومرموز
وسبز
عجب آواز خوشي در راه است
شعر از زنده ياد مجتبي كاشاني(م. سالك)
مهران قاسمی ُیک دنیا صفا ومهربانی برای همیشه رفت
برای شادی روحش دعا کنیم
هميشه كنفرانس هاي خبري حداد حاشيه هاي زيادي را به دنبا داره سوال من در مورد فحاشي حاج منصور ارضي به قاليباف يكي از اون حاشيه هاي بامزه براي خبرنگاران حاضر در كنفرانس خبري ديروز رييس مجلس بود
وقتي نوبت به من رسيد تا سوال خودمو از رييس مجلس بپرسم قبل از طرح سوال گفتم آقاي دكتر خيلي خوشحالم كه سالم وسرحال هستيد.(( حداد به دليل جراحي مجبور بود 10 روز از مجلس غايب باشد) تشكر كرد وگفت به هيچ عنوان قصد خبري كردن موضوع را نداشتم ولي نمي دونم كي به شما خبرنگارا گفته.
سوال من در مورد نامه فرماندهان ارشد جنگ خطاب به رييس قوه قضاييه بود كه در آن خواستار برخورد دستگاه قضايي با منصور ارضي كه در دعاي عرفه قاليباف را با عمر سعد مقايسه كرده بو د بود .ومن از حداد خواستم ارزيابي خودش را از اين گونه حركات در آستانه ماه محرم بيان كند.ولي برخلاف انتظار م او خيلي كوتاه به گفتن جمله حفظ حرمت افراد درهر شرايطي بايد حفظ شود بسنده كرد. از اين جواب خيلي عصباني شدم وبعد از پايان جلسه وقتي رييس مجلس قصد رفتن به دفتر خودش را داشت خودمو بهش رسوندم وگفتم آقاي دكتر انتظار داشتم در اين مورد صريح تر موضع گير ي مي كرديد اين نو ع موضع گيري تصور ترس حضرتعالي از فحاشي مداحاني مثل ايشان به شما را در ذهن متبادر مي سازد.
حداد در جوابم گفت: اتفاقا من چون منظور تو را متوجه شدم اين جوري جواب دادم توقع داري من به حاج منصور فحش بدم؟